عبد الحسين نوايى

333

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

دين به عزم اين كه [ در خاك روم ، با آب گفتگوى مخلى از هواى نفسانيت ، « 1 » « 2 » ] آتش فتنه را منطفى و مايهء فساد و نزاع را از ميان اهل اسلام منتفى گردانند [ حركت « 3 » ] و از تمامى ممالك ايران و بلخ و بخارا ، شيوخ اسلام و قضات كرام و علماى اعلام را براى مذاكره و مقاولهء اين امور به موكب منصور احضار و به رسم مهمانى متوجه آن سرزمين گرديدند كه مطالب معهوده را با مقدمهء ملك موروثى طى نمايند و در اين وقت كه در نجف اشرف به عتبه‌بوسى و تقبيل تراب روضهء عليهء غرويهء فائز و مشرف گرديدند و جمعى از علماى نجف اشرف و كربلاى معلى و محال و توابع بغداد را در حوزهء گفتگو حاضر ساخته مجددا امر همايون به عز نفاذ پيوست كه [ لله الحمد ] « 4 » در مذاهب اسلام هيچگونه قصورى و فتورى واقع نيست [ الاشيوع سب و رفض « 5 » ] كه از به دو دولت صفويه در ميان امت نبويه شيوع يافته . علماى كرام كه دعايم كاخ اسلام‌اند با يكديگر مجلس محاوره و مذاكره آراسته [ مشرب عذب ملت نبوى را از لاى شكوك و شبهات تصفيه كرده آنچه زلال حق و رشاد و ماء معين صفوت‌نماى صواب و سداد است اختيار نمايند ] « 6 » لهذا مأمورين ، به نهج

--> ( 1 ) - لشكريان نادر را در اسناد و نوشته‌هاى آن روزگار همه جا « كاصحاب دين » ذكر كرده و آن را لطيفه‌اى شمرده‌اند . حتى شاعرى از مردم تبريز و از معاصرين نادر ، در قصيده‌اى به زبان تركى كه جهت مقبرهء نادر شاه گفته ، بدين مطلب اشاره كرده : سپاه رزمه « كاصحاب دين » خطاب ايتمك * لطيفه دور كه اولوب عيندن اونا اشعار ( ر ك . توضيحات ارزنده شادروان سيد جعفر سلطان القرائى ، در مجلهء يغما ، سال نهم ( 1335 ش ، شمارهء 11 ) ( 2 ) - م : در خاك رومى مخلى از هواى نفسانيت به آب گفتگو ( 3 ) - م : ندارد ( 4 ) - م : چون ( 5 ) - س : الافسادى ( 6 ) - م : فهل ملت نبو را كه از هجوم اخراج اختلافات اهم آميختهء گل و لاى شكوك و شبهات گشته است اصفا و به زلال حق و رشاد و ماد معين صفوت و سداد نايرهء فساد را اطفاء دهند .